Friday, November 20, 2009

President Karzay with intercultural Issue



Friday, November 13, 2009

A hand with geft.

Tuesday, November 10, 2009

Autumn time in Qarghanato village of Jaghori Dst.

Thursday, October 29, 2009

Dance of Color, Steeple of freedom in Tehran Iran

Wednesday, October 28, 2009

AFGHAN CONTEMPORARY THEATER
















با فروكشي آتش جنگ در افغانستان براي بار ديگر نهادهاي تئاتري مانند: ديپارتمنت تئاتر دانشگاه كابل و كابل تئاتر با خاطرات تلخ تباهي بالندگي تئاتر افغانستان؛ اما با اميد به فرداهاي روشن بر ويرانه هاي به جا مانده از تماشاخانه ها، تئاتر هايي را به اجراء گذاشتند و ديري نپاييد كه مركز فرهنگي سفارت فرانسه با گشايش تئاتر آفتاب و آشنا سازي شماري از تئاتر دوستان با اصول و فنون مدرن تئاتري و اجراي تئاتر هاي اين گروه در افغانستان و فرانسه كمك شاياني به اين هنر آسيب ديده نمود. نهادهاي ديگري چون انستيتوت گويته نيز در راستاي برگزاري فستيوال هاي تئاتر در كابل، همياري با نهادهاي تئاتري افغانستان نقش ارزنده اي را بر عهده داشتند؛ علي رغم تلاش هاي صورت گرفته در خصوص احياي مجددهنر تئاتر در افغانستان آنچه كه در تئاتر هشت سال اخير به خوبي هويداست، چالش هاي جدي و عميقي است كه تئاتر امروزي شديدا با آن گرفتار است. ردپاي اين چالش ها را مي توان در بي مبالاتي فرهنگي ارگان هاي ذيربط دولتي جستجو نمود؛ زيرا اين مساله سبب آن گرديده كه تئاتر امروزي تاثير اصلي خود را بر جامعه افغاني نداشته باشد.

Wednesday, January 21, 2009

Aroud Afghanistan, Photos by Basir Seerat

Tuesday, January 20, 2009

کلاه کرزی ، توجیه خشونت

میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است


سخن را ازین جا آغاز می نمایم که اکثریت مردم افغانستان درگیر یک نوع خشونت ناشناخته علیه زنده جانها اند ،این نوع خشونت شدید را کولای کرزی شدت میبخشد می توان به طور نمونه این گونه خشونت رااز کلای مخصوص کرزی به برسی گرفت
بعضی از مردم ما در افغانستان به خاطر به دست آوردن لقمه نانی به کار های غیر انسانی چون کشت خشخاش (تریاک) و کشتن بره های نوزاد به خاطر ساختن کولای کرزی ( قره قل ) بار ها مبادرت می ورزند. و این مساله آهسته آهسته جز فرهنگ ما شده ، رییس جمهور از کشت تریاک به حیث فرهنگ غیرانسانی یاد نموده ! او از کشتن بره ها یاد آوری ای هم نمی کند !در اکثر ولایات به خصوص سمت شمال ، مردم به خاطر ساختن کولای کرزی بره نوزاد های که حین تولد شدن اند و مادر بره حین که زایمان می کنند حق لیس زدن نوزاد بره اش را نداشته به طور فجیح ، نوزاد سربریده شده ، زنده پوست می گردند ، تا وارد بازار برای ساخت کولای کرزی که معروف به قره قل یکی از صادرات بین کشوری افغانستان است شود
در اکثر ولایات دیگر ، مادر بره را چند روزقبل از زایمان میکشند تا بره زایمان نشده گوسفند را زنده از شکم مادر ، کشیده وبره گگ کظلوم را نیز زنده پوست می کنند. اجرای این کار معمول شده هرروز صدها بره گوسفند در بازار های چون سرپل ، میمنه ، شبرغان ، تخار و چند ولایت دیگر به نام کولای کرزی به فروش گرفته می شود.در کشور های دیگر مثل هندوستان و کشور های اروپا این نوع خشونت ها تقلیل پیدا نموده ، در هندوستان برخورد با حیوانات از زمان گاندی تا حال انسان وارونه است . یعنی که مردم به خاطر زنده ماندن و لذت بردن شخثی خودشان نباید به زنده جانان آسیب رسانند و خوردن گوشت ممنوع است . انگیزه نخوردن گوشت ترحم شمرده میشود ، وتمام مردم نه بلکه عده ی از مردم هندوستان از خوردن گوشت ابا می ورزند.در کشور های اروپایی مردم از پوشیدن پوست حیوان متنفراند ، و فردی که از پوست گوسفند یا کدام حیوان دیگر به جای لباس ( فیشن ) استفاده می کنند قابل سرزنش شمرده شده و مردم یا این افراد به نوعی برخورد می نمایند ، که وانمود کنند از فرهنگ خشونت پیروی نمی نمایند
اما رییس جمهور کرزی ، رییس دولت جمهوری افغانستان سنحیده یا نا سنجیده ، پوستی را که به سر گذاشته است از کشتن نوزادی به دست آمده که نتوانسته یک قطره شیر مادرش را بچشد و مادرش را با بی رحمی زیادی از وی دور ساخته ،حتی مادرش نتوانسته موهای فیر خورده این نوزاد خود را آرایش دهد. این عمل با عث تاسف بوده و ماهیت آن غیر از خشونت چیزی دیگری به ارمغان نمی آورد . اگر بره ها می دانستند که در کشورشان رییس جمهور از پوست آنها کلاه می سازد و به نشان ملی آنرا بر سرگذاشته از عدالت ، دموکراسی ، آزادی کشور فاقد خشونت شده است ، ممکن به رییس جمهور می گفت راست می گویی ! بنابراین باید گفت خشونت از پوشش رییس جمهور آغاز یافته و خشونت گرایی را دربین مردم رواج می دهد!متاسفانه وقتی مادر بره را نمی گذارند بره اش را نوازش دهد ، لیس زند پیش روی آن مادر ، بره را سر می برند مادر ازین خشونت فریاد زنان دور می شود روز های روز او علف نمی خورد و وقتی انسان را می بیند دیوانه می شود و از انسان ها هراسیده می گریزد ، پس آیا قابل ترحم نیست ؟ که کرزی بیاید لحظه ای به کولای که می پوشد بیاندیشد . که آیا این کولای شرم آور معروف به کولای کرزی چه تاثیرات اقتصادی را برای مردم و دولت افغانستان خواهد داشت ؟ اگر دارد پس این تریاک نیست که ارزش اقتصادی دارد ! یا حضرت کرزی می خواهد به مثابه یک رییس جمهور پوشیدن این کلای خشن را رونق دهد تا با این کار بتواند اقتصاد از پا ریخته افغانستان را کمک نماید . از لابه لای گفت و گوی که با مردم سری پل داشتم به این نتیجه می رسم که کشت و فروش تریاک + کشتن بره ها برای ساختن کولای کرزی = خشونت است و آنها این شغل را شرم می پنداشتند
و خشونت حاکم + کولای رییس جمهور کرزی = به نقض حقوق زنده جان ها .در اساس این خشونت از طرف رییس جمهور و در جمع از طرف انسان های که به خاطر 20 دالر عزیز ترین نوزاد یک حیوان را سر می برند ، می باشد. درهر کشوری ممکن خشونت علیه زنده جان ها وجود داشته باشد اما این خشونت در افغانستان جریان قابل گسترش داشته و سنجیده شده صورت می گیرد بنابرین ازنظر جهانیان شاید شدید ترین خشونت تلقی شود که حاکم افغانستان مشوق آن است . در کشور ما رسم ورواج های کهن ، خلاف حقوق زنده جان ها بوده که تا حال ادامه دارد
به طور نمونه از شتر جنگی ، مرغ جنگی ، سگ جنگی و دیگر بازی های کهن یاد نمود که تاثیرات خشن آن علیه زنده جان ها بالای افراد جامعه نیز اثر گذار شده خشونت را در روان آدمی به جا می گذارد ( خرید و فروش دختران به بدل شتر پرقوت برای جنگ ، یا در بدل سگ جنگی ) از این قبیل می باشد .فلهذا در یک جمع بندی اصولا از لحاظ انسانی خرید و فروش پوست نوزاد بره ها و پوشیدن قره قل که سبب خشونت می شود نه تنها مساوی با فروش ، قاچاق و کست تریاک است بلکه بد تر از قاچاق و فروش مواد مخدر است زیرا در ساختن کلای قره قل که در این روز ها به کلای کرزی معروف شده _ ما به کشتن رو به رو استیم آنهم نه کشتن بنا به ضرورت ؛ کشتن از روی هوس متاسفانه آنهم خیلی خشن که ممکن است نظیر نداشته باشد
حضرت رییس جمهور یک کشور که مسوول حق زندگی زنده جان ها نیز است ، ابا ورزیده و از مجرای قانون جلو انجام یک چنین خشونت های بی رحمانه را بگیرد و خود نیز مجری صلح و انسانیت و لباسش مبلغ الگوی عاطفات نیک انسانی باشد تا این سرزمین نزد جهانیان الگو خشونت تبارز نکند ممکن است رییس جمهور با پوشیدن این کلاه سیاست کرده باشد اما سیاست نباید به مرگ بی رحمانه زنده جانها تمام شود زیرا سیاست ، امروز نوعی از خدمات است نه کشتار

ديگر افغانستان يك كشور بدون تصوير نيست



مركز فوتوژورناليزم چشم سوم يك مركز ملي در عرصه فوتوژورناليزم است كه چند ماه قبل توسط چهار نفر فوتوژورناليست هنرمند
اساس گذاري شده و اخيراً جواز فعاليت اش را از وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان بدست آورد
نمايشگاه چشم سوم اولين نمايشگاه جدي مركز فوتوژورناليزم چشم سوم بود كه روز پنجشنبه 18 ميزان سال روان در مركز
فرهنگي فرانسه در كابل افتتاح گرديد
هدف از برگزاري اين نمايشگاه افتتاح و معرفي مركز فوتوژورناليزم چشم سوم در عرصه مطبوععات افغانستان بوده است. اين نمايشگاه شامل 80 اثر فوق العاده از چهار فوتوژورناليست بنام، نجيب الله مسافر، بصير سيرت، رضا يمك و رضا ساحل بوده كه از ولايات مختلف چون كابل، مزار شريف، هرات، باميان، كندوز، پروان، جلال آباد، غزني و جوزجان گرفته شده بودند

در روز اول از اين نمايشگاه عده اي زياد علاقمندان عكس ديدن نمودند و نيز نماينده وزارت اطلاعات و فرهنگ، نماينده اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان، نماينده هاي پارلمان آقاي بشر دوست، آقاي داكتر ستيغ نماينده دفتر سخنگوي يوناما، استادان دانشكده هنرهاي زيبا و ده ها نفر ديگر علاقمندان حضور داشتند


Monday, November 17, 2008

محمد رضا ساحل در مسابقه ای عکس جهان من

محمد رضا ساحل در مسابقه ای عکس جهان من
در سال 1365 در ولايت غزني ولسوالي قره باغ ديده به جهان گشود، در سال 1372 شامل ليسه عالي ذكور تمكي ولسوالي قره باغ و
در سال 1386 به درجه بكلوريا از آن ليسه فارغ التحصيل گرديد. از سال 1378 بنابر نبود امنيت به ايران مهاجرت نمود، در آنجا به فرا گرفتن برنامه هاي كمپيوتري پرداخت. در سال 1386 از رشته كارگرداني فيلم و تصويربرداري (آكادمي هنر و علوم سينمائي) افغانستان فارغ شده و براي مدت چند ماه آموزش فوتوژورناليزم را نزد استاد نجيب الله مسافر به طور اختصاصي گذراند. در اواخر سال 1386 به عنوان فيلم بردار در تلويزيون راه فردا مشغول به كار شد.فعلا یکی از عضو موفق و فعال مرکز فوتوژورنالیزم چشم سوم است که از طرف این مرکز به جشنواره عکس جهان من شرکت نموده بود که با وجود شرکت 3000نفر عکاس توانسته است در جمع بهترینهای این جشنواره عکس جهان من قرارگیرد
اینجا برای ساحل رای بدهیید